معصومهمعصومه، تا این لحظه: 25 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 62 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره
داداش محمدداداش محمد، تا این لحظه: 39 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره
زنداداش سمانهزنداداش سمانه، تا این لحظه: 39 سال و 7 ماه و 4 روز سن داره
حسینحسین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره
داداش صادقداداش صادق، تا این لحظه: 37 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
زنداداش نگارزنداداش نگار، تا این لحظه: 38 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره
ارونداروند، تا این لحظه: 2 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره
داداش امیرداداش امیر، تا این لحظه: 35 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
زنداداش فروزانزنداداش فروزان، تا این لحظه: 35 سال و 1 ماه و 5 روز سن داره
رادمهررادمهر، تا این لحظه: 5 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

میم مثل خانواده

تولدت مبارک رفیق❤️😘

بعضی آدما وارد زندگی آدم می‌شن و سال‌ها می‌مونن. الهه برای من یکی از همون آدم‌هاست. از سال ۹۶ که تو مدرسه با هم آشنا شدیم تا الان، رفاقتمون ادامه داشته و کلی خاطره قشنگ ساختیم. خیلی خوشحالم که دوستی مثل تو دارم. الهه عزیزم تولدت مبارک، امیدوارم همیشه خوشحال و موفق باشی #به_وقت_15_فروردین_1405 ...
15 فروردين 1405

نوروز ۱۴۰۵ ، روستای مادری خیرآباد مهولات😍

3 فروردین راهی تربت حیدریه شدیم و فرداش رفتیم خیرآباد؛ جایی که همیشه برای من پر از حس نوستالژی بوده. خانه‌ی قدیمی پدربزرگ و مادربزرگم هنوز سر جاشه، هرچند خودشون دیگه نیستن… اما انگار خاطراتشون هنوز توی هوای روستا نفس می‌کشه. این‌بار با امیرحسین و امیرعلی و ستاره و امیرمهدی رفتیم پارک و تصمیم گرفتیم چند دقیقه‌ای برگردیم به روزهای کودکی. تاب سوار شدیم، سرسره بازی کردیم و حتی به ترتیب سن نشستیم و عکس گرفتیم. خنده‌هایی که از ته دل بود، بدون دغدغه، بدون بزرگسالی. ۳ فروردین تولد مامانم و خالم بود. اول قرار بود بریم تربت و کیک بخریم اما نشد. بعدش با امکانات روستا تصمیم گرفتیم یه جشن ساده ولی صمیمی درست کنیم...
10 فروردين 1405

سال نو ۱۴۰۵ 🌺🌸

سال نو را از حرم امام رضا(ع) شروع کردم؛ با دلی که آرام شد و امیدی که دوباره جوانه زد. به خانه که رسیدم، سفره‌ی هفت‌سین در کنار یاد کسانی بود که نبودنشان سخت است اما خاطره‌شان همیشه سبز #به_وقت_۲۹_اسفند_1404 ...
29 اسفند 1404

ممنونم که هنوز «ما»ییم 🤍✨

۶ بهمن ۲۵ سالم شد… ولی ۲۸ بهمن فهمیدم هنوز یه عالمه آدم هستن که بودنشون یعنی «دلگرمیِ خالص». رفیقایی که ۸ ساله کنارمن، بی‌سر و صدا، با دلِ بزرگ، یه‌جوری سوپرایزم کردن که دلم لرزید… اون لحظه فهمیدم آدم اگه خوش‌شانس باشه، تولداش فقط شمع و کیک نیست؛ آدمه… رفاقته… خاطره‌ست. ممنونم که بودین، ممنونم که هنوز «ما»ییم 🤍✨ ...
28 بهمن 1404

مادر؛ امن‌ترین جای دنیا🤍

مادر؛ امن‌ترین جای دنیا🤍 «مادر یعنی عشق بی‌دلیل، بی‌پایان، بی‌ادعا🌷 تمام آرامش دنیا، خلاصه می‌شود در یک کلمه: مادر✨ مادر؛ معجزه‌ای که هر روز تکرار می‌شود🌸 #به_وقت_۱۶_بهمن_۱۴۰۴☃️❄️ ...
16 بهمن 1404

میلاد حضرت مهدی (عج) مبارک✨🤍🌿🌸

در شلوغ‌ترین روزهای زمین نام تو آرام‌ترین امید دل ماست میلاد حضرت مهدی (عج) مبارک✨🤍🌿🌸 سه شنبه ۱۴ بهمن ماه ۱۴۰۴ خیرآباد مهولات( روستای پدربزرگ و مادر بزرگ مادریم) #به_وقت_۱۴_بهمن_۱۴۰۴☃️❄️ ...
14 بهمن 1404