معصومهمعصومه، تا این لحظه: 25 سال و 8 ماه و 29 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 62 سال و 7 ماه و 2 روز سن داره
داداش محمدداداش محمد، تا این لحظه: 39 سال و 6 ماه سن داره
زنداداش سمانهزنداداش سمانه، تا این لحظه: 39 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره
حسینحسین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره
داداش صادقداداش صادق، تا این لحظه: 37 سال و 9 ماه و 15 روز سن داره
زنداداش نگارزنداداش نگار، تا این لحظه: 38 سال و 10 ماه و 20 روز سن داره
ارونداروند، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره
داداش امیرداداش امیر، تا این لحظه: 35 سال و 8 ماه و 21 روز سن داره
زنداداش فروزانزنداداش فروزان، تا این لحظه: 35 سال و 1 ماه و 16 روز سن داره
رادمهررادمهر، تا این لحظه: 5 سال و 5 ماه و 22 روز سن داره

میم مثل خانواده

تو تلاشتو بکن ولی شد شد، نشد نشد

یک حرف قشنگی دکتر هلاکویی داره میگه تو تلاشتو بکن ولی شد شد، نشد نشد ما توی دنیای عادلانه ای زندگی نمیکنیم ما توی دنیای نشدها زندگی میکنیم من به یک چیزی رسیدم هر چیزی باید زمانش برسه تا اونی بشه که تو دوست داری. اون زمانی که نشد یعنی هنوز به اندازه کافی پخته نشدی و رشد نکردی باید بری و به تکامل برسی #به_وقت_3_اردیبهشت_1400🌼🌸🌹 ...
3 ارديبهشت 1400

تولدت مبارک رفیق من💙

من معتقدم که هر آدمی بی دلیل وارد زندگی ما نمیشه ‎هرکسی یه داستانی رو با خودش برمیداره میاره وسط زندگیمون ‎که با هم شروعش میکنیم ‎درست توی همون لحظه ای که باید باشه و دست تو رو بگیره و بلندت کنه.‎اونی که بلده تو رو از نو بسازه.‎یکی که بشه پایه ی شب بیداری هات ‎پایه ثابت درد و دلات یکی که بشه سنگ صبورت توی روزهایی که کم میاری ‎یکی که بشه یه آغوش امن که دردات رو توش گم کنی.‎اونی که نمک نمیشه روی زخم دلت میشه مرهم واسه دونه دونه زخمات ‎اونی که واسه حال خوب دلت دنیارو به هم میریزه ‎و نمیذاره غم رو دلت بمونه ‎یکی که بشه از آرزو هات بهش بگی و اون بهشون نخنده ‎ یکی که بشه باهاش رویا بافی کرد ...
15 فروردين 1400

نوروز 1400 🌸

همیشه بر آدمی سالهایی هست که اوضاع به راه نباشد ،شاید امسال هم برای ما یکی از همان سالها بود ... ولی به هرحال سالهایی هم بوده که پر از اتفاقات خوب و خاطرات شیرین بوده حتی امسال هم با همه ناملایمات و تلخی ها کلی تجربه های خوب بدست آوردیم... و من دلم روشن است به تمام اتفاقات خوب سال جدید و تمام روزهای شیرین... به لبخندی که بر دلمان مینشیند به خواسته ای که جامه ی داشتن می پوشد و راهی که راه رسیدن است... الهی که سال ۱۴۰۰ بهترین سال زندگی تون باشه #سال۱۴۰۰مبارک🎉 ...
1 فروردين 1400

تولدم مبارک❤️🎂

یه سال دیگه هم گذشت ... اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل ... حتی صداهامونم شبیه همدیگست با اولین گریه بازی شروع میشه هی بزرگ میشیم بزرگ و بزرگتر اونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم دیگه هیچ چیزمون شبیه به هم نیست حتی صداهامون گاهی با هم می خندیم گاهی به هم! گاهی دوست می داریم گاهی متنفر می شویم! یه سال دیگه گذشت یکی میگه یه سال دیگه بیهوده گذشت یکی میگه یه سال بزرگتر شدم یکی میگه یه سال پیرتر شدم یکی میگه یه سال دیگه تجربه کسب کردم یکی میگه یه سال به مرگ نزدیکتر شدم یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه یه سال دیگه هم گذشت و باید صفحه سفید دیگری که پیش روم گذاشتنو پر کنم خدا کند آخرسال رو سفید باشم ...
6 بهمن 1399

در پاییزش عاشقانه قدم بزن🍁🍂

زندگی را ورق بزن هر فصلش را خوب بخوان با بهار برقص با تابستان بچرخ در پاییزش عاشقانه قدم بزن با زمستانش بنشین و چایت را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش زندگی را باید زندگی کرد  آنطور که دلت می گوید. مبادا زندگی را دست نخورده  برای مرگ بگذاری...! سيمين بهبهانی #به_وقت_۲۳_آبان🍁🍂 ...
23 آبان 1399

به نام کسی که یگانه را برایم معصومه کرد

به نام کسی که یگانه را برایم معصومه کرد در پس بود و نبود خنده‌ها در پس هست و نیست گریه‌ها مرواریدی به چشمانم جوانه زد که فقط دلم میخواست او را خواهر صدا کنم... اولین باری که آوای زیبایت بر گوشم نجوا شد... نخستین باری که مِهرت بر نگاره‌هایم بَلوا شد... همان زمان همان دقیقه خواهرم شدی همان ثانیه همه چیز من از زندگی شدی به گونه‌ای که... حتی در بدترین شرایط هم در کنارم بودی... در زندگی‌ام بودی و خواهی بود... اما حال اکنون که در آستانه‌ی تولدت هستیم... اکنون که در زیباترین ماه خدا هستیم... چه گویم از تو؟! چه واژه‌ای را در قلمم بیاورم که در بر دارنده‌ی همه چیز باشد... هر چه گویم هر...
20 شهريور 1399

تولدت مبارک همنفسم💙💛

/💙💛⚓️🌻/ به وقت هشت تیر 1399 هجری شمسی و تولد #خواهر💙💛 هر آدمی شبیه یه چیزه... مثلا شاید اصغر فرهادی برای خیلیها شبیه " درباره الی " باشه یا شاملو شبیه "آیدا در آیینه " یا خسرو شکیبایی شبیه "حال همه ی ما خوب است ، اما تو باور نکن " از همه ی اینا که بگذریم میشه نوبت " تو " تو شبیه آرامشی شبیه آخرین بازمونده از دوست داشتنی های دنیا...️♥️ شاید از تو گفتن، خیلی برام سخت باشه آخه تو خواهرِ عزیزتر از جونمی تو روزهایی که هیچ‌چیز سرجاش نیست تو هستی و دلگرمی‌هات مرهم دردهامه تو رو من زندگی میکنم وقتی صدام میکنی وقتی میگی "معصومه" انگار کل دنیا دارن باهام حرف...
8 تير 1399